close
تبلیغات در اینترنت
سمبل پذیرایی (نوشته ی اصغر علیخانی)
پایگاه اطلاع رسانی نظرآقا سـلام

آخرین نظرات کاربران

شهروند - با سلام و عرض خسته نباشید خدمت مدیریت سایت باید این رو هم بگیم که شاید پنجاه درصد قضیه مقصر دهیاری روستا وکارکنان باشند بلکه پنجاه درصد دیگه مقصر مردم - 1397/01/30
غلامی - باعرض سلام وخسته نباشید خدمت پسر عمه عزیزم جناب مهندس موسوی نژاد انشالله در همه کارها موفق وپیروز باشید - 1396/12/17
بنده ی خدا - چرا عکس های جشن امسال رو تو ساین نگذاشتین😑 - 1396/12/15
علی - دکتر شمس مردی بی ریا و بسیار دوست داشتنی - 1396/11/30
داریوش - عبدالله رزمجو بازیکن اینده داره روستا هست والان باید در یکی از بهترین تیمهای استان بازی کند به امید روزی که عبدالله بتواند برای دیارمان افتخار کسب کند - 1396/11/24
هاشمی پورمحمدرضا - درودبربانوان والیبالیست نظراقا - 1396/11/24
محمد رضا - با سلام خدمت دوستان و دستند درکاران سایت روستای خوب نظرآقا از مدیران و بچه های دیگر که همیشه سعی کردند تمام اتفاقات و مطالب جالب از فرهنگی تا ورزشی - 1396/11/23
هاشمی پورمحمدرضا - درودبراستادنامجو - 1396/11/19
داریوش - واقعا امروز بچها عالی بازی کردن وغیرتی ودر دو موقعیت ساده که اونا کاملا اتفاقی گیرشون اومد گل زدن واین هیچ از ارزشهای بچهای تیم اتحاد کم نمی کنند امرو - 1396/11/05
یا حـســـین - با سلام و خسته نباشید.تبریک عرض میکنم .رنگ لباس قبلی زیباتر بود - 1396/10/28

تبلیغات

درباره سایت

عکس قرار گرفته است

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 8
  • بازديد امروز : 1,256
  • بازديد ديروز : 698
  • آي پي امروز : 49
  • آي پي ديروز : 108
  • ورودی امروز گوگل : 5
  • ورودی گوگل دیروز : 10
  • بازديد هفته : 1,954
  • بازدید ماه : 1,954
  • بازدید سال : 1,954
  • كل بازديدها : 1,603,339
  • ای پی شما : 54.162.165.158
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 107
  • كل مطالب : 1840
  • كل نظرات : 2854
  • امروز : شنبه 02 تیر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آرشیو

آخرین عناوین

 نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

سمبل پذیرایی

اصغر علیخانی

علمای بلاغت می گویند
 
وقتی واژه ای در یک معنا بگندد
 
چون آب مانده بدل به سمبل می شود ...

به ادامه مطلب بروید

 

نظرآقا سلام _ علمای بلاغت می گویند :وقتی واژه ای در یک معنا بگندد چون آب مانده بدل به سمبل می شود . اگر چه در مورد بعضی واژگان صدق می کند مثل کوه ، دریا ، چشمه و ... ظاهراً تبدیل به سمبل شدن آن گونه که بعضی فکر می کنند نباید کار آسانی باشد.

شاید بعضی واژه ها ذاتاً مشمول این قاعده نمی شوند. نمونه را . واژگان پر طمطراق در عین حال بیچاره ای چون فتنه ، بصیرت ، مولفه و ... قبل از ورود به فضای سیاسی ، سال و ماه می گذشت کسی حاضر نبود درب خانه ایشان آفتابی شود و دق الباب کند. به نوعی با کت و شلوار شیک ، حاضر نبودند پر و بالشان آلوده ی  دامن هر کس و ناکسی شود . این واژه ها  دوست دارند سمبل شوند و از دست مجامع سیاسی خلاصی یابند اما بعضی سریش وار ول کن و دست بردار ماجرا نیستند و هم چنان بر طبل قی آور این واژگان می کوبند. بر عکس این کلمات ، کل احمد به راحتی اب خوردن و بدون هیچ دغدغه ای بی آن که بخواهد سمبل پذیرایی شد.        

در محافل  دولتی، ترحیم ، هفت ،چهل ، عقد و عروسی بدون کاغذ پاره ای به نام ابلاغ وارد معرکه می شد و تکفل جذاب ترین نوع از شیرینی تر گرقته تا میوه های نوبرانه و گاه از سر تواضع آب آناناس تگری را تقبل می کرد. در مجالس بی در و پیکر از ترس تودیع و معارفه شخص دیگر به شربت کم شکر و چای دم نکشیده خرسند بود. 

هرگاه او را می دیدم  ، می رفتم در عالم فلسفه ی خلقت آدمی زاد . این که اوستا کریم ، نقاش هستی ، با چه ترفندی  آن کله ی بزرگ  را بر  قله ی آن تن نحیف  قرار داده که هر دم  چون  لنگه های سبک و سنگین  بار شتر ، منار جنبان نمی شود.  در فن پذیرایی بی همتا بود . هیچ وقت نشد کسی از  نرسیدن شیرینی و میوه شاکی باشد.

 اهل فراموشی و شک و دو دلی نبود. محال بود به کسی دو لیوان شربت رسد و دو شیرینی از کیسه ی کل احمد کاسب شود.  کودکان رند در طول مسئولیت چندین و چند ساله وزیر مأکولات و مشروبات  از ترس چشمان سفید و وزغی او  ، دل سیری، میوه مفتی نخوردند و آرزوی برداشتن دو شیرینی را به گور بردند. در عروسی آدم های ممسک ، با حفظ سمت ، مسئولیت خطیر  پذیرایی  بانوان را به او می دادند و چه عشقی می کرد  و کیفی وقتی می دید زنان با قابلمه ی خالی مشرف می شوند. نسوان حریص تنبل که تمام آمال و آرزوهای خود را برای گرد کردن روزی یک هفته پوشالی می دیدند و رویای پا نگذاشتن به حریم آشپز خانه را اضغاث احلام  .

  قطاری فحش و ناسزا در شب جمعه نثار گور  پدرش می کردند. فارغ از همه ی این خوش خدمتی ها که  نوعی احساس آرامش روانی  را به او هدیه می داد  بانیان خر پول نمی گذاشتند کیسه اش خالی بماند.  با همه ی این اوصاف عادت زشتی داشت که  هیچ وقت آن را رها نکرد. شیرینی ، میوه ، خوراک و ... اضافه را گوشه ای قایم می کرد  . در فرصتی مناسب ،  شبیخونی می زد  ، پاتکی  و  همه را برای اهل و عیال روانه ی منزل مبارک می کرد.

ادامه دارد ...

اصغر علیخانی

***