close
تبلیغات در اینترنت
دلنوشته ای از ورود آزاده دلاور، موسی صالحی به نظرآقا از زبان قلم + عکس
پایگاه اطلاع رسانی نظرآقا سـلام

آخرین نظرات کاربران

شهروند - با سلام و عرض خسته نباشید خدمت مدیریت سایت باید این رو هم بگیم که شاید پنجاه درصد قضیه مقصر دهیاری روستا وکارکنان باشند بلکه پنجاه درصد دیگه مقصر مردم - 1397/01/30
غلامی - باعرض سلام وخسته نباشید خدمت پسر عمه عزیزم جناب مهندس موسوی نژاد انشالله در همه کارها موفق وپیروز باشید - 1396/12/17
بنده ی خدا - چرا عکس های جشن امسال رو تو ساین نگذاشتین😑 - 1396/12/15
علی - دکتر شمس مردی بی ریا و بسیار دوست داشتنی - 1396/11/30
داریوش - عبدالله رزمجو بازیکن اینده داره روستا هست والان باید در یکی از بهترین تیمهای استان بازی کند به امید روزی که عبدالله بتواند برای دیارمان افتخار کسب کند - 1396/11/24
هاشمی پورمحمدرضا - درودبربانوان والیبالیست نظراقا - 1396/11/24
محمد رضا - با سلام خدمت دوستان و دستند درکاران سایت روستای خوب نظرآقا از مدیران و بچه های دیگر که همیشه سعی کردند تمام اتفاقات و مطالب جالب از فرهنگی تا ورزشی - 1396/11/23
هاشمی پورمحمدرضا - درودبراستادنامجو - 1396/11/19
داریوش - واقعا امروز بچها عالی بازی کردن وغیرتی ودر دو موقعیت ساده که اونا کاملا اتفاقی گیرشون اومد گل زدن واین هیچ از ارزشهای بچهای تیم اتحاد کم نمی کنند امرو - 1396/11/05
یا حـســـین - با سلام و خسته نباشید.تبریک عرض میکنم .رنگ لباس قبلی زیباتر بود - 1396/10/28

تبلیغات

درباره سایت

عکس قرار گرفته است

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 5
  • بازديد امروز : 97
  • بازديد ديروز : 1,400
  • آي پي امروز : 35
  • آي پي ديروز : 116
  • ورودی امروز گوگل : 1
  • ورودی گوگل دیروز : 28
  • بازديد هفته : 1,497
  • بازدید ماه : 2,458
  • بازدید سال : 2,458
  • كل بازديدها : 2,458
  • ای پی شما : 54.196.42.146
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 107
  • كل مطالب : 1839
  • كل نظرات : 2854
  • امروز : سه شنبه 29 خرداد 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آرشیو

آخرین عناوین

اخبار نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

دلنوشته ای از ورود آزاده دلاور، موسی صالحی به نظرآقا از زبان قلم

موسی صالحی

آسمان روستا

نظرآقا ساعت 5 و 30 دقیقه

عصر را نشان میداد و هنوز شوق دیدار با ...

به ادامه مطلب بروید

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نظرآقا سلام _ 26 مرداد 1369، برگی دیگر از تقویم انقلاب ورق خورد و یوم اللّه دیگری متولّد شد. ثانیه های انتظار به کندی می گذشت. مردم به استقبال پرنده های مهاجری آمده بودند که در سال های سخت هجران از وطن، بال و پر خود را در زیر شکنجه های کفر شکسته میدیدند. البته هرچند جسم آنان دربند بود، ولی هیچ گاه روح و اندیشه بلندشان تسخیر نشد و قلبشان به یاد دین و ایمان و آسمان وطن می تپید. 26 مرداد روز بازگشایی قفس ما بود، روز شادمانی مردم، روز شادباش و تبریک، روز وصل و دیدار. آغوش وطن گشوده شده بود و فوج فوج مردانگی در آن جای می گرفت به راستی کدامین ساعت می تواند شکوه آن لحظات را در خود بگنجاند و کدامین تقویم می تواند شوق آن لحظه دیدار را در خود ثبت کند.

لحظه ورود آزاده دلاور، کربلایی موسی صالحی به خاک میهن و زادگاهش نظرآقا از زبان مردم:

وای که چقدر مردم از شنیدن خبر آزاد شدن اسراء خوشحال شدند. خیلی شادی می کردند. البته از زمان اعلام بازگشت اسراء تا وردشان به کشور مدتی فاصله شد؛ اما مردم نظرآقا برای استقبال برای ورود موسی صالحی روزشماری می کردند. خانواده، آم حیدر که قرار بود فرزندشان موسی از بند اسارت آزاد شود سر از پا نمی شناختند. و آن روز تا پاسی از شب بیدار بودند و شب زنده داری کردند.

29 مرداد 1369 اولین گروه آزادگان وارد ایران شدند. که آزاده سر افراز نظرآقایی از جمله این آزادگان بود. از صبح همان روز مردم نظرآقا در کوچه منتظر ورود موسی صالحی فرزند آم حیدر و دی حسن بودند. و شادی در چهره اشان موج میزد. مکان تجمع خیلی شلوغ بود وهمه مردم ورودی روستا و به سمت گز آغا را نگاه میکردند و چشم از آن مسیر بر نمیداشتند. ولی تا آن لحظه خبری از یوسف گم گشته ما نشد. وعده دیدار نزدیک بود و اما همین ساعتها و دقایق باقیمانده نیز به کندی و سختی میگذشت ولی دی حسن و اهالی نظرآقا که منتظر بازگشت این پرستوی آزاده بودند ذره ای نا امیدی به دل خود را نمیدادند. چون پوی پیراهن یوسف به مشامشان رسیده میرسید. و میدانستند که لحظه وصال به همین زودی است.

آسمان روستای نظرآقا ساعت 5 و 30 دقیقه عصر را نشان میداد و هنوز شوق دیدار با آزاده دلاور در دل مردم غوغا میکرد. و طبق خبرهایی که مردم از رادیو شنیده بودند، یار به دیار نزدیک و نزدیکتر میشد. در همین لحظه موتورسیکلتی با دو نفر سرنشین، زیر گز آغا بوق زنان و شادی کنان وارد روستا شد و خبر از وصال یوسف ما به نظرآقا را آوردند. دیگر لحظه وصال یار به سر آمده بود.

همانطور که حافظ شیرازی در غزلی زیبا و به معنای واقعی گفته بود:

یوسف گم گشته بازمی آید به کنعان غم مخور         کلبه احزان گلستان میشود غم مخور

دیگر کسی جلودار خانواده های صالحی و اقوام و دوستان موسی نبود، پدر و مادر موسی به همراه برادران و خواهرانش با پای پیاده دوان دوان به سمت ورودی ولات رفتند تا عزیز دلشان را بعد سالها فراق ببینند. با دیدن چهره موسی اشک شادی در چشمان همه حلقه زده بود. کسی نمیتوانست پسر را ازآغوش پدر و مادر جدا کند. لحظه ای که فقط یک پدر و مادر زجر کشیده میتوانند آن را درک کنند.

بالاخره موسی صالحی که در تاریخ 23/4/1361 درعملیات رمضان اسیر شده بود پس از گذراندن 8 سال و 2 ماه و 11 روز درد اسیری در بند اسارت نیروهای ظالم بعثی عراق، در روز چهارشنبه 2/6/1369 ساعت 5:30 عصر با استقبال و آغوش باز مردم روستا، قدم با خاک پاک وطنش نظرآقا گذاشت.

همه اهالی نظرآقا نیز اسفند بدست، خودشان را به آنجا رساندند و در شادی خانواده صالحی شریک کردند. بوی خوش اسفند فضا رو پر کرده بود. چون زائری از کربلا برگشته.

دیگر باید به موسی بگوییم کل موسی، چون او از سرزمین سوزناک عراق و کرب و بلای حسین (ع) به وطن بازگشته است. جلوی پای کربلایی، گوسفند قربانی کردن. کربلایی موسی روی دوش مردم و دوستانش قرار گرفت، و دلشان نمیخواست لحظه ای از او جدا شوند. اشک شادی در چشم مردم جمع شده بود و همه یک صدا فریاد می زدند: ( صل علی محمد آزاده ما خوش آمد ) در گردن آزاده حلقه گل قرار داشت و مردم نیز او را گلباران و گلاب باران می کردند.

بیست و پنج سال از آن دوران گذشته است و هنوز نغمه مردم در خاطرات، و شور حال آن روز وصال باقی است.

در اوج خوشحالی کودکانه امان همیشه با دیدن آزادگان غمی نیز در دلمان می نشست و اون چیزی نبود جز، لاغری بسیار زیاد همه آزادگان و رنگ پریده و زرد شدن چهره اشان. دلمان می گرفت از اینکه اینهمه رنج کشیده اند و تا این حد ضعیف و رنجور شده اند و صدها بار صدام را در دل لعنت می کردیم.

موسی صالحی

سالگرد ورود آزاده دلاور، حاج موسی صالحی بر همه مردم نظرآقا مبارک باد

***