close
تبلیغات در اینترنت
نامه ای به مردان، به مناسبت روز جهانی زن
پایگاه اطلاع رسانی نظرآقا سـلام

آخرین نظرات کاربران

شهروند - با سلام و عرض خسته نباشید خدمت مدیریت سایت باید این رو هم بگیم که شاید پنجاه درصد قضیه مقصر دهیاری روستا وکارکنان باشند بلکه پنجاه درصد دیگه مقصر مردم - 1397/01/30
غلامی - باعرض سلام وخسته نباشید خدمت پسر عمه عزیزم جناب مهندس موسوی نژاد انشالله در همه کارها موفق وپیروز باشید - 1396/12/17
بنده ی خدا - چرا عکس های جشن امسال رو تو ساین نگذاشتین😑 - 1396/12/15
علی - دکتر شمس مردی بی ریا و بسیار دوست داشتنی - 1396/11/30
داریوش - عبدالله رزمجو بازیکن اینده داره روستا هست والان باید در یکی از بهترین تیمهای استان بازی کند به امید روزی که عبدالله بتواند برای دیارمان افتخار کسب کند - 1396/11/24
هاشمی پورمحمدرضا - درودبربانوان والیبالیست نظراقا - 1396/11/24
محمد رضا - با سلام خدمت دوستان و دستند درکاران سایت روستای خوب نظرآقا از مدیران و بچه های دیگر که همیشه سعی کردند تمام اتفاقات و مطالب جالب از فرهنگی تا ورزشی - 1396/11/23
هاشمی پورمحمدرضا - درودبراستادنامجو - 1396/11/19
داریوش - واقعا امروز بچها عالی بازی کردن وغیرتی ودر دو موقعیت ساده که اونا کاملا اتفاقی گیرشون اومد گل زدن واین هیچ از ارزشهای بچهای تیم اتحاد کم نمی کنند امرو - 1396/11/05
یا حـســـین - با سلام و خسته نباشید.تبریک عرض میکنم .رنگ لباس قبلی زیباتر بود - 1396/10/28

تبلیغات

درباره سایت

عکس قرار گرفته است

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 3
  • بازديد امروز : 148
  • بازديد ديروز : 654
  • آي پي امروز : 14
  • آي پي ديروز : 130
  • ورودی امروز گوگل : 0
  • ورودی گوگل دیروز : 37
  • بازديد هفته : 1,702
  • بازدید ماه : 13,107
  • بازدید سال : 21,695
  • كل بازديدها : 1,623,080
  • ای پی شما : 54.225.17.239
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 108
  • كل مطالب : 1851
  • كل نظرات : 2854
  • امروز : یکشنبه 31 تیر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آرشیو

آخرین عناوین

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

نامه ای به مردان، به مناسبت روز جهانی زن

نامه ای به مردان، به مناسبت روز جهانی زن

قیمت هزار سکه

و یک جلد کلام الله که

به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت ...

به ادامه مطلب بروید

 

اینم نامه یک خانم ایرانی به یک مرد ایرانی که قبلا هم شنیدینش:


نامه ای به مردان، به مناسبت روز جهانی زن
پ
یاده از کنارت گذشتم ، گفتی :
” قیمتت چنده خوشگله ؟
” سواره از کنارت گذشتم گفتی : ” برو... پشت ماشین لباسشویی بنشین !“
در صف نان ، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
زیرباران منتظر تاکسی بودم ، مرا هل دادی و خودت سوار شدی
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی : ”زهرمار !
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت ، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم ، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی !
تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد
من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است

اما من دیگر :
احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم.
احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی .
احتیاجی ندارم که توحامی باشی
خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم .
با تو شادم آری ، اما بدون تو هم شادم .
من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم
من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم.
به
من بگو ترشیده ، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا
نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی

گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و
درغیر اینصورت ترشیده می شدند و درخانه پدر مایه سرافکندگی بودند .
امروز تو برای هم گامی بامن ( و نه تصاحب من - که من تصاحب شدنی نیستم )
باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی .
حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد. خودم را نه به
قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هر قیمتی به تو نخواهم فروخت.
روزگاری می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی - و نیز خواهی فهمید
همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود.
هرگاه..
مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد .
ممکن است دوست وهمراه تو شوم اما ،،،،،
ملک تو نخواهم شد . ...!!!!!!

***