close
تبلیغات در اینترنت
برگی از خاطرات 40 سال پیش نظرآقا

اخبار مرکز دهستان زیرراه
برای ورود به اخبار مربوط به هر روستا روی اسم آنها کلیک کنید

::اخبار مربوط به سربست::           :: اخبار مربوط به هلپه ای::

::اخبار مربوط به بشیرآباد::             ::اخبار مربوط به برمک::  

::اخبار مربوط به دروودگاه::              ::اخبار مربوط به شول:: 

      ::اخبار مربوط به جتوط::               ::اخبار مربوط به اسلام آباد::   

                     ::اخبار مربوط به تلسرکوب::

***

--------------------------------------------------------
برگی از خاطرات 40 سال پیش نظرآقا

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

برگی از خاطرات 40 سال پیش نظرآقا

سید قاسم حسینی

نظرآقا سلام _ در دهه

۴۰ و ۵۰  موتور سیکلت و ماشین

کمیاب بود بخصوص در روستاها که راه ...

به ادامه مطلب بروید

 

مرور خاطرات کودکی و نوجوانی :


نظرآقا سلام _ در دهه ۴۰ و ۵۰  موتور سیکلت و ماشین کمیاب بود بخصوص در روستاها که راه عبور و مرور مناسب وجود نداشت و عموما راهها (مال رو ) بودند به این معنا که  برای تردد اسب و قاطر و الاغ ساخته شده بود  در این گیر و دار و به اقتضای ضرورت حمل خرمای مردم به بازار روز و نیز انتقال به دیگر نقاط کشور و تعمیر راهها در نتیجه بارندگی زمستان ماشینهای باری که به آنها بنز میگفتند راهی روستاها میشدند جهت بارگیری خرما ۰ به یاد دارم وقتی ماشین بنز از خونه رودخانه یعنی گدارگه ( محل مناسب عبور مردم و وسایط نقلیه از جای مناسب رودخانه و یا جوی ) که می آمد بالا یعنی می آمد بالای مازه شید آغا سربالایی این طرف رودخانه صدای آن از داخل ولات (نظرآقا ) بطور واضح شنیده میشد چون آلودگی صوتی وجود نداشت و آرامش و سکوت خاصی بر فضای رویتا حاکم بود ۰ نوجوانان و جوانان میرفتند  جلو آن و پشت آن را میگرفتند تا ولات به این صورت که از میله پشت و سپر ماشین خود را آویزان میکردند تا برسند به ولات و بعضا تا خارج از ولات و از این بابت بسیار لذت میبردند شاید این سوال به ذهن خواننده متبادر شود که چطور از ماشین در حال حرکت خود را آویزان میکردند که در جواب باید گفت راه غیر استاندارد ، خاکی و پر از دست انداز بود و ماشین هم باسرعت بسیار پایین و با دنده یک سنگین حرکت میکرد شایان ذکر است که اگر راننده ممانعت میکرد با سنگ پرانی بعضی از بچه ها به نقاط حساس ماشین از جمله شیشه جلو و چراغها مواجه میشد و لذا اکثرا مانع نمیشدند این جای کار خنده دار و شگفت آور است که پس از بارگیری و حرکت به سمت برازجان بعضی از بچه ها پشت ماشین را میگرفتند تا رودخانه و سپس با پای پیاده برمیگشتند و از این کار خود هم فوق العاده لذت میبردند و جالبتر اینکه خسته هم نمیشدند که بیفتند پایین و اسمش راهم میگذاشتند که این مسافت را سوار ماشین بنز و یا تراکتور شده اند آیا بچه های امروز قدرت بدنی بچه های آن روز را دارند؟ آیا توان ۵۰ متر طی مسافت به این شکل را دارند ؟ و آیا بچه های امروز چنین داستانی را واقعی میدانند و یا تخیلی ؟
آنهایی که در سنین اینجانب و یا مسن تر هستند به یاد دارند اولین ماشین ولات خودرو جیپ کاواس ( قاید عباس کرمپور ) را که راننده ای داشت به نام ماندنی زرین کمر معروف به گنو خسرو  و بعد از او هم مرحوم غلامحسین نظرآقایی آن را رانندگی میکرد ۰ وقتی کاواس جیپ را وارد ولات کرد مردم دسته دسته میرفتند و آن را نگاه میکردند و برایشان بسیار دیدنی و جالب بود ۰
رفته رفته و با گذشت زمان و احداث جاده شوسه و آسفالته و احداث کارخانه تولید خودرو و توسعه آن و افزایش بنیه و استطاعت مالی مردم و خرید خودروهای صفر کیلومتر و از همه مدل آن الحمدلله چهره روستا دست کمی از شهر نداشته و هر روز شاهد گسیل امکانات پیشرفته به روستاها هستیم و این روند رشد متوقف نخواهد شد و مردم از خوان نعمت الهی بیش از پیش متنعم و بهره مند خواهند شد
  با امید به فردایی بهتر  

 
 سید قاسم حسینی

***

برچسب مطلب : برگی از خاطرات 40 سال پیش نظرآقا,خاطرات,قدیمی,سید قاسم حسینی,علی رزمجو,نظرآقا سلام,مرکز دهستان زیراه,استان بوشهر,سایت,روستا,

نويسنده : مدیر سایت | تاريخ : پنج شنبه 22 / 04 / 1396 | بازديد : 139
مطالب مرتبط
1) مديريت، نظراتي که حاوي توهين ، هتاکي ، افترا و مسخره کردن شخص يا گروهي باشد را منتشر نخواهد کرد.
2) نظرات تبليغاتي ( معرفي سايت هاي تبليغاتي ) درخواست تبادل لينک منتشر نخواهد شد
3) لطفا جهت بوجود نيامدن مسائل حقوقي از نوشتن نام مسئولين و شخصيت ها تحت هر شرايطي خودداري نمائيد.
4) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتين (فينگليش) خودداري نماييد.

نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی