close
تبلیغات در اینترنت
بمناسبت بزرگداشت روز فردوسی یادی کنیم از مرحوم کرم قاسم شاعر نظرآقایی + تصاویر

بمناسبت بزرگداشت روز فردوسی یادی کنیم از مرحوم کرم قاسم شاعر نظرآقایی + تصاویر

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.
بمناسبت بزرگداشت روز فردوسی یادی کنیم از مرحوم کرم قاسم شاعر نظرآقایی + تصاویر

بمناسبت بزرگداشت روز فردوسی یادی کنیم از مرحوم کرم قاسم شاعر نظرآقایی + تصاویر

نظرآقا سلام _ حکیم ابوالقاسم فردوسی اسمی که از کودکی بارها و بارها شنیدیم و در کتاب های درسی با اشعارش آشنا شده ایم.

این شاعر بزرگ و توانا که 30 سال وقت صرف کرد تا شاهنامه رو خلق کند در تقویم رسمی ایران 25 اردیبهشت ماه را بنام او نام گذاری کرده اند. به همین مناسبت جا دارد یادی کنیم از شاعر محلی روستای نظرآقا که در زیر از او بیشتر می خوانیم:

کرم قاسمی فرزند قاسم در روستای نظراقا از توابع بخش سعدآباد چشم به جهان هستی گشود.
وی همانند تمام هم سن و سالان خویش از نعمت سواد برای خواندن و نوشتن محروم بود اما استعداد و ذوق نهانی که در وی وجود داشت اشعاری از جنس دوبیتی ، طنز و فکاهی گرفته تا غزل را برای هم ولایتی های خودش می سرود.


مرحوم کرم قاسمی که بیشتر مردم روستا او را بنام شاعر می شناختند در سرودن شعر برای کشاورزان درحال کار، و مجلس نشینان در مهمانی ها و محافل مختلف شعر های دلنشین و زیبایی محلی می سرود که ضمن ایجاد شور به آن جمع، شادی را برای حاضرین به ارمغان می آورد.
مرحوم قاسمی که احترام و جایگاه خاصی در بین مردم داشت بلافاصله بعد از دیدن موضوعی اجتماعی و غیره قریحه شعر گفتنش گل میکرد و با سرودن اشعاری زیبا همه را به وجدمی آورد.
اشعارش بیشتر جنبه انتقادی، در لفافه شکواییه از ظلم و جور زمانه ای که درش می زیست داشت. و در این قالب بیشتر میتوانست خواست خود و مردم را بیان کند.
مردم روستا به محض دیدن مرحوم قاسمی در محافل عمومی و خصوصی و یا در محل باغها و باغچه ها از ایشان درخواست می کردند برایشان شعر بگوید که او هم دریغ نمیکرد و همه را مشغول و سرگرم اشعار محلی و دلنشین خود میکرد. بطوری که خستگی کار از جسم همه زدوده میشد. اما حیف و صدحیف که کسی نبود آثارش را مکتوب کند. اشعاری که فقط در یادها و در سینه برخی افراد به یادگار مانده است.
مرحوم کرم قاسمی که کار و پیشه اش کشاورزی بود، سرانجام در پنجم مهرماه 1363 دار فانی را وداع گفت و در آرامگاه ابدیش (پیرمختک) به خاک سپرده شد.


این اشعاری که در زیر می خوانید، روایت اتفاقات دوران مدرسه مابین یک دانش آموز و معلمش در نظرآقاست که مرحوم قاسمی به زیبایی آن را در قالب شعر سرود است:

نیم شاعرولی هستم غلامت
رسانم ازدل وجان من سلامت

ّیک روزفرزندخودکرده حکایت
به روی گلگی کرده شکایت

بگفتاچون معلم زدبگوشم
به صبربرده قراروصبروهوشم

بگفتاصورتم شدارغوانی
بگفتم چوب خورتا قدردانی

زده برمغزمن باچوب وتخته
اگر این است پدرجون کارسخته

بگفتازحمت من چون به بادِ
به این خفت نمی خواهم سوادِ

گرفته هردودستی چون گلویم
برای تو پدرجان من بگویم

بکن بازیردستت مهربانی
گهی ترس وگهی شیرین زبانی

بتوباشدرضازهراوحیدر
به حیدربتوباشدر ضامحشرپیامبر

تمام روزوشب باشی فرحناک
قسم دادم به حق ایزد پاک

توراخوش باش ای مردنکونام
سلام من بتوای نیک فرجام

تهیه و تنظیم: حیدر رضانیا

***

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی