close
تبلیغات در اینترنت
بخوانید از زبان آقای اصغر علیخانی (علم یا ثروت ؟!)

اخبار مرکز دهستان زیرراه
برای ورود به اخبار مربوط به هر روستا روی اسم آنها کلیک کنید

::اخبار مربوط به سربست::           :: اخبار مربوط به هلپه ای::

::اخبار مربوط به بشیرآباد::             ::اخبار مربوط به برمک::  

::اخبار مربوط به دروودگاه::              ::اخبار مربوط به شول:: 

      ::اخبار مربوط به جتوط::               ::اخبار مربوط به اسلام آباد::   

                     ::اخبار مربوط به تلسرکوب::

***

--------------------------------------------------------
بخوانید از زبان آقای اصغر علیخانی (علم یا ثروت ؟!)

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

بخوانید از زبان آقای اصغر علیخانی (علم یا ثروت ؟!)

اصغر علیخانی

قدیم ؛ نه مدارس غیر انتقاعی بود و نه

دانشگاه آزاد ، از پردیس ها هم خبری نبود

پیام نور و علمی- کاربردی نیز منزلتی نداشت. دو خانه خشتی با ...

به ادامه مطلب بروید

 

علم یا ثروت ؟!

در غرّه ی ایام زندگانی و شروع تمرین نگارش و انشا ؛ معلم ها موضوع می دادند : علم بهتر است یا ثروت ؟ با آن که خود اهل انشایم و دبیر نگارش ؛ هنوز بر بنده مکشوف نیست این راز سر به مهر که اولاً چرا مقایسه علم با ثروت که میان آن نه تشابهی است و نه تجانسی ؟ در ثانی چرا به عنوان موضوع اول ؟ آن گونه که علمای بلاغت می گویند باید میان دو امر ، تفارق و تشابهی باشد تا مقایسه شوند . هم چنین شاگردی که تازه از مرحله جمله سازی به وادی سنگلاخ نوشتن گام گذاشته ، چرا نباید اشیا پیرامون را وصف کند به نام اولین تمرین ؟ چرا پریدن از پله ی اول به سوم ؟ نکته ای که نه بزرگان تعلیم و تربیت قبول دارند نه ادیبان ملک سخن.

بیان درونیات تقدمی دارد و تأخری . براعت استهلال موضوع باید به سمت کدام محور می چرخید ؟ باید ازعلم و عالم فلک زده گفت یا ثروتمند بی درد شکم گنده ؟

در متن به عنوان مهم ترین بخش مضمون ؛ در برابر که باید گردن کج کرد ، تعظیم نمود تا به وجود سراسر مبارکش بر نخورد ؟ علم گوشه گیر یا ثروت جولان ده ؟

در نتیجه (تأخر) کلام باید تفوق یکی بر دیگری (علم برثروت یا ثروت بر علم ) نمایش داده می شد. از آن جا که میان خرما و خدا زندگی کردن کاملاً مردود است به تعبیر عوام . بنابراین با امکانات موجود زمانه براعت کدام مورد امکان پذیر بود از نظرگاه انشا دهنده ؟

چربش فهرست موضوعی باید به کدام جهت باشد . علم ، تعریف عالم ، انواع علم و ... یا مبانی ثروت ، طبقه بندی ثروتمندان ، گنج باد آورده و ...

در جواب این همه سؤال بی جهت و من درآوردی ذکر چند نکته قابل تأمّل است :

نکته ی یک : قدیم ؛ نه مدارس غیر انتقاعی بود و نه دانشگاه آزاد ، از پردیس ها هم خبری نبود . پیام نور و علمی- کاربردی نیز منزلتی نداشت. دو خانه خشتی با کلی بچه ی قد و نیم قد و آخوندی که همکاره بود ( مدیر ، ناظم ، منجم ، ریاضی دان ، ادیب و ...) و به دو تخم مرغ ناشتا قانع بود. پس نه شباهتی است و نه مفارقتی . وقتی این دو ( شباهت و تفاوت )کان لم یکن باشند ، خود به خود قضیه سلبی است و غیر موجود.

نکته ی دو : گذشته که نه دلال دم کلفتی بود و نه محتکر و مختلس صاحب منصبی پس ثروتمندی نبوده که با عالم یک لا قبا قیاس شود . اصل موضوع قابل بازنگری است.

نکته ی سه : آن روزها مدرک ، مد روز نبوده ، اصلاً مدرکی نبوده که صاحب آن باسواد باشد یا بی سواد ، تقلبی باشد یا غیر تقلبی . به ضرب اسکن باشد یا غیر پولی .از آن جا که تصدیقی نبوده ، حتماً علم و پژوهشی نبوده . چگونه می شود مدرک نبوده را با ثروت قارون گونه ربط داد ؟

نکته چهار : آن وقت ها قاضی و قضاوت بوده اما کفه های ترازوی عدالت اقتصادی بالا و پایین بوده بر عکس امروز ! وقتی نه تعادلی باشد و نه عدالتی. چه کسی می خواهد منصفانه رای به نفع مظلوم صادر کند و ظالم را مجازات کند به فرض بودن ستم گر و ظلم . و با احتساب خواهان و خوانده.

نکته پنج : در عهد بوق نه ثروتمند عالم بوده ، نه عالم ثروتمند . وقتی صورت مسئله پاک شده است چگونه می شود ادعای حل معضل داشت.

نکته شش : در مقام تشبیه ؛ این دو نه مشبه چیزی می شدند و نه مشبه به امری مثلاً نمی گقتند : عالم مانند فرد بیناست و ثروتمند مانند کور یا بالعکس .

نکته هفت : آن روزها عالم هشتش گرو نه بوده مثل حالا ، با این تخفیف که اقساط بانک حلقومش را نفشرده ، قبوض تلفن ، آب و گاز راه به راه نمی رسیده و مأموران آن ها چون اجل معلق در را از پاشنه نمی کندند ، ترس صاحب خانه وبال گردنش نبوده و شهریه ی اطفال تا مرز سکته ی ملیح او را نمی کشانده. بابت استنشاق هوای پاک به بلدیه عوارض نداده و مالیه بابت هیچ و پوچ عرصه را بر او تنگ نمی کرده است.

نکته هشت : آن سال ها عالم غم نان وآب داشته اما مجبور به شغل دوم و سوم ، کاغذ بازی های مد روز و معلمی سر خانه مشتی خنگ نبوده است.

نکته نه : اگر ثروتمند به مال و منالی می رسید در روزگار ماضی . بی گمان از راه کلاه گذاری ، رشوه و شائبه دزدی می رفت عکس زمان مضارع !

نکته آخر : از آن جا که مدارک مستندی دال بر اقامه ی دعوی نیست پس موضوع را باید پاس داد و کش داد تا خواننده بیکار نماند و خوابش نگیرد.

حالا با این استدلال های صد من یه غاز به نظر شما علم بهتر است یا ثروت ؟

 

با تشکر فراوان از آقای اصغر علیخانی

سرگروه و دبیر زبان و ادبیات فارسی در منطقه سعدآباد

×××

برچسب مطلب : بخوانید از زبان آقای اصغر علیخانی (علم یا ثروت ؟!),اصغر علیخانی,سرگروه و دبیر زبان و ادبیات فارسی در منطقه سعدآباد,نظرآقا سلام,علی رزمجو,عکس های روستای نظرآقا,ali razmjoo,

نويسنده : مدیر سایت | تاريخ : جمعه 08 / 06 / 1392 | بازديد : 163
مطالب مرتبط
1) مديريت، نظراتي که حاوي توهين ، هتاکي ، افترا و مسخره کردن شخص يا گروهي باشد را منتشر نخواهد کرد.
2) نظرات تبليغاتي ( معرفي سايت هاي تبليغاتي ) درخواست تبادل لينک منتشر نخواهد شد
3) لطفا جهت بوجود نيامدن مسائل حقوقي از نوشتن نام مسئولين و شخصيت ها تحت هر شرايطي خودداري نمائيد.
4) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتين (فينگليش) خودداري نماييد.

نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی