close
تبلیغات در اینترنت
خاطره ای از آقای حیدر رضانیا در زمان جبهه و جنگ (عکس)
پایگاه اطلاع رسانی نظرآقا سـلام

آخرین نظرات کاربران

شهروند - با سلام و عرض خسته نباشید خدمت مدیریت سایت باید این رو هم بگیم که شاید پنجاه درصد قضیه مقصر دهیاری روستا وکارکنان باشند بلکه پنجاه درصد دیگه مقصر مردم - 1397/01/30
غلامی - باعرض سلام وخسته نباشید خدمت پسر عمه عزیزم جناب مهندس موسوی نژاد انشالله در همه کارها موفق وپیروز باشید - 1396/12/17
بنده ی خدا - چرا عکس های جشن امسال رو تو ساین نگذاشتین😑 - 1396/12/15
علی - دکتر شمس مردی بی ریا و بسیار دوست داشتنی - 1396/11/30
داریوش - عبدالله رزمجو بازیکن اینده داره روستا هست والان باید در یکی از بهترین تیمهای استان بازی کند به امید روزی که عبدالله بتواند برای دیارمان افتخار کسب کند - 1396/11/24
هاشمی پورمحمدرضا - درودبربانوان والیبالیست نظراقا - 1396/11/24
محمد رضا - با سلام خدمت دوستان و دستند درکاران سایت روستای خوب نظرآقا از مدیران و بچه های دیگر که همیشه سعی کردند تمام اتفاقات و مطالب جالب از فرهنگی تا ورزشی - 1396/11/23
هاشمی پورمحمدرضا - درودبراستادنامجو - 1396/11/19
داریوش - واقعا امروز بچها عالی بازی کردن وغیرتی ودر دو موقعیت ساده که اونا کاملا اتفاقی گیرشون اومد گل زدن واین هیچ از ارزشهای بچهای تیم اتحاد کم نمی کنند امرو - 1396/11/05
یا حـســـین - با سلام و خسته نباشید.تبریک عرض میکنم .رنگ لباس قبلی زیباتر بود - 1396/10/28

تبلیغات

درباره سایت

عکس قرار گرفته است

آمار سایت

  • افراد آنلاین : 6
  • بازديد امروز : 729
  • بازديد ديروز : 698
  • آي پي امروز : 31
  • آي پي ديروز : 108
  • ورودی امروز گوگل : 0
  • ورودی گوگل دیروز : 10
  • بازديد هفته : 1,427
  • بازدید ماه : 1,427
  • بازدید سال : 1,427
  • كل بازديدها : 1,602,812
  • ای پی شما : 54.225.31.188
  • مرورگر شما :
  • سیستم عامل :
  • كل کاربران : 107
  • كل مطالب : 1840
  • كل نظرات : 2854
  • امروز : شنبه 02 تیر 1397

اطلاعات کاربری

عضو شويد
فراموشی رمز عبور؟

نام کاربری :
رمز عبور :


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آرشیو

آخرین عناوین

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

خاطره ای از آقای حیدر رضانیا در زمان جبهه و جنگ

خاطراتی از جنگ

"به مناسبت هفته دفاع مقدس"

کلاس چهارم هنرستان کشاورزی بودم . حدود

نیمی از کلاس تصمیم جدی گرفتیم به جبهه برویم

به ادامه مطلب بروید

 

بسمه تعالی

کلاس چهارم هنرستان کشاورزی بودم . حدود نیمی از کلاس تصمیم جدی گرفتیم به جبهه برویم برای ما که دانش آموز زرنگی بودیم رها کردن کلاس درس کار مشکلی بود اما رفتن به جبهه شوق دیگری داشت وضع جسمی خوبی هم نداشتم ، اما این دلیلی برای جبهه نرفتن نبود دقیقا

بعد از گرفتن امتحان نهایی به تاریخ 27/3/1365 از طریق پایگاه سلمان فارسی به پایگاه مقاومت بسیج سعدآباد مراجعه کردیم آنجا با نام نویسی و بدرقه مردم سعدآباد اعزام و به جراجی در ماهشهر در گردان ادوات بعنوان تک تیرانداز انجام وظیفه نمودم .

بعد از چند روزی استراحت شبانه ما را به بندر فاو در عراق بردند بعد از عملیات والفجر 8 که به آزادی فاو منجر شده بود ما در آنجا مستقر شدیم ما را در یه انبار بزرگ عراقی بردند ، خیلی گرسنه شده بودیم ، همه چیز پیدا می شد به جز مواد غذایی ، در آنجا بود که مشهدی حسین محمد خلیفه پدر اسد میثمی را دیدم گفت : نگران نباش هر طوری باشه برایتان یه چیزهایی سر هم بندی می کنم .

هوا داغ و شرجی گلوله های توپ فرانسوی از هر طرف می بارید . گفت : عادت می کنید . یادم می آید سید قاسم حسینی و ایرج نظری را برای دقایقی ملاقات کردیم .

در خانه های گلی که قدم می زدیم واقعاً ارواح را می دیدیم . داخل بعضی از خانه ها که شدم اثاث منزل در خانه ها بود . بعضی از آنها غارت شده بود . جاده فاو تکه تکه آثار خمپاره ها و چاله چوله بود .

نزدیک مسجد فاو بودیم . استرس خاصی داشتیم اما به تدریج رفع شد . یک دقیقه نشد که صدای سوت بلندی از آسمان نشنوم . همان روزهای اول بود یک گلوله در فاصله 10 الی 15 متری من به زمین خورد ، روی زمین سریع دراز کشیدم ، یک کلوخ به سرم خورد گفتم کشته شده ام ولی بخیر گذشت ، اوایل مهر بود برگشتیم . (جراجی) در اینجا سید عسکر حسینی مقدم ، محمود بازیار حقیقی و خداکرم صابرنظراقا را دیدم که با همدیگر عکس یادبودی هم گرقتیم .

والسلام – حیدر رضانیا

خاطره ای از حیدر رضانیا

***