close
تبلیغات در اینترنت
خاطره ای از آقای علی استوار در زمان جبهه و جنگ

اخبار مرکز دهستان زیرراه
برای ورود به اخبار مربوط به هر روستا روی اسم آنها کلیک کنید

::اخبار مربوط به سربست::           :: اخبار مربوط به هلپه ای::

::اخبار مربوط به بشیرآباد::             ::اخبار مربوط به برمک::  

::اخبار مربوط به دروودگاه::              ::اخبار مربوط به شول:: 

      ::اخبار مربوط به جتوط::               ::اخبار مربوط به اسلام آباد::   

                     ::اخبار مربوط به تلسرکوب::

***

--------------------------------------------------------
خاطره ای از آقای علی استوار در زمان جبهه و جنگ

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

خاطره ای از آقای علی استوار در زمان جبهه و جنگ

علی استوار

"به مناسبت هفته دفاع مقدس"

با موتوراکسل 250 قرمز رنگ پرشی به سمت

جاده ای که به خط اومولقصر منتهی میشد جهت بازدید

به ادامه مطلب بروید

 

"به مناسبت هفته دفاع مقدس"

یک بار به همراه فرمانده عزیز و مهربانم بنام پاسداراحمد الله یاری بچه بویری که خود مسئولیت تعاون ناوتیپ امیرالمومنین(ع) بوشهر را بر عهده داشت همراه هم با موتوراکسل 250قرمزرنگ پرشی به سمت جاده ای که به خط اومولقصر منتهی میشد جهت بازدید رفته بودیم آمار شهداء ،زخمی ها ،اسیرها از خط و پدها را بگیریم.

آمارها را گرفتیم و به سمت بند فاو برگشتیم. بندر فاو یک بندر استراژیک برای عراق و صدام بحساب می آمد.

و در اختیار نیروهای جان برکف ایرانی بود. در ورودی آنجا یک ایستگاه صلواتی بود که خیلی از رزمندگان هم از ورود به بندر فاو و هم از خروج به بندر فاو در این مکان اتراق نموده و مقداری شربت ، آبمیوه و بسکویت موزی تقسیم میشد که همه رزمندگان میل میکردند.و صلوات میفرستادند.

در همین گیردار که میگ های 21 سخو عراق جهت بمباران منطقه وارد حریم بندر فاو شدند 4 الی 5 تا بودند که شروع به بمب باران کردند و خیلی از بچه های رزمنده نظاره گر صحنه بودند و خیلی ها بخاطر جان خود به پناگاهی امن استتار می شدند.

که آن روز توسط هواپیماهای جنگی این مسجد قشگ بندر فاو را مورد حملات هوایی قرار گرفت.

درحال که تعداد زیادی ازخاطرات رزمندهگان در این مسجد در حال نماز و عبادت بودند. این مسجد دقیقآ در وسط نخلستان قرار گرفته بود.

خیلی از دوستان ما در آن روز شهید و مجروح شدند. همچنین رزمنده های زیادی هم در کنار ایستگاه صلواتی شهید و زخمی شدند.

در ضمن این خاطره خیلی برایم ناراحت کننده بود و هیچ وقت از ذهنم خارج نمیشود. و هر وقت رو به دیار خوزستان می آورم و در کنار اروند خروشان پا میگذارم و دقیقآ روبروی بندر فاو که قرار میگیرم فقط این صحنه برایم مجسم میشود.

و مجسم میشود و مرا با خود به خاطرات آن زمان میبرد. یاد فرماندههان عزیزم بخیر باد و انشاالله که در قید حیاط هستند.

خداوندا حافظ و نگهدارشان باش . یاد همه رزمنده گان هشت سال دفاع مقدس باشد. یاد همه شهداء و اسرا به خیر باشد انشاالله.

خاطره رزمنده کوچک – علیرضا استواریان

×××

برچسب مطلب : خاطره ای از آقای علی استوار در زمان جبهه و جنگ,رزمندگان روستای نظرآقا در جنگ,عکس های قدیمی,عکس های روستای نظرآقا,هفته دفاع مقدس,علی رزمجو,خاطرات,نظرآقا سلام,

نويسنده : مدیر سایت | تاريخ : 07 / 07 / 1392 | بازديد : 267
مطالب مرتبط
1) مديريت، نظراتي که حاوي توهين ، هتاکي ، افترا و مسخره کردن شخص يا گروهي باشد را منتشر نخواهد کرد.
2) نظرات تبليغاتي ( معرفي سايت هاي تبليغاتي ) درخواست تبادل لينک منتشر نخواهد شد
3) لطفا جهت بوجود نيامدن مسائل حقوقي از نوشتن نام مسئولين و شخصيت ها تحت هر شرايطي خودداري نمائيد.
4) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتين (فينگليش) خودداري نماييد.

نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی