close
تبلیغات در اینترنت
در شب قبل از شهادت شهیدان پراینده و بهنام چه گذشت؟ (از زبان نجف بدره)

اخبار مرکز دهستان زیرراه
برای ورود به اخبار مربوط به هر روستا روی اسم آنها کلیک کنید

::اخبار مربوط به سربست::           :: اخبار مربوط به هلپه ای::

::اخبار مربوط به بشیرآباد::             ::اخبار مربوط به برمک::  

::اخبار مربوط به دروودگاه::              ::اخبار مربوط به شول:: 

      ::اخبار مربوط به جتوط::               ::اخبار مربوط به اسلام آباد::   

                     ::اخبار مربوط به تلسرکوب::

***

--------------------------------------------------------
در شب قبل از شهادت شهیدان پراینده و بهنام چه گذشت؟ (از زبان نجف بدره)

 اخبار روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

در شب قبل از شهادت شهیدان پراینده و بهنام چه گذشت؟ (از زبان نجف بدره)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانینجف بدره

روستای نظرآقا ، من به همراه چند تن از

دوستان خود از  روستا  از جمله این دو تن در جزیره ...

به ادامه مطلب بروید

 

نظرآقا سلام، میخواهم یکی از داستان های خود که مربوط به جنگ 8 سال دفاع مقدس و شهید شدن 2 تن از شهدای روستایمان یعنی شهید عباسقلی پراینده و شهید جمال بهنام  را در جزیره خارگ برای شما بازگویی کنم .

من به همراه چند تن از دوستان خود از  روستا  از جمله این دو تن در جزیره خارگ در شرکت نفت فلات قاره کار می کردیم . محل کار من در ساحل بود ولی شهید پراینده و بهنام در کشتی یدکی رهنا کنار سکو نفتی 11 بود  . اتاق استراحت من و این دو شهید تقریبا نزدیک به هم بود ، بیشتر شب ها برای جویا شدن از حال همدیگر در اتاق همدیگر  به شب نشینی می پرداختیم و تا دیر موقع به گقته گو از روزگار و کارهایی که در همان روز ها انجام می دادیم می پرداختیم .

هواپیماهای عراق به شدت تاسیسات نفتی خارگ را بمباران می کردند . شب قبل از شهید شدن آن دو عزیز ، در اتاق من نشسته بودیم ، شهید پراینده گفت که احساس عجیبی دارم . شهید بهنام با شوخی به او گفت نکنه تو  فکر شهید شدن هستی و خلاصه اون شب نیز مثل شب های دیگه تا دیر موقع نشسته بودیم و بعد هر کس برای استراحت به اتاق خود رفت . طبق روال هر روز ساعت 4 بعد از ظهر در اتاقم بودم که یکی از دوستانم به نزد من آمد و با چهره ای پریشان به من گفت که سکوی 11 به همراه کشتی یدک کش رهنا را هواپیماهای دشمن زده است .

از انجا که محل کار دو شهید نامبرده در انجا بود ، زود خودمان را به اسکله رساندیم تا از حال آنها با خبر  شویم . در آنجا به ما کفتند که بهنام و پراینده شهید شده اند و به سردخانه شرکت نفت منتقل  شده اند و خداداد شاکر هم به شدت مجروع شده است . خداداد شاکر را برای درمان بیشتر با هلیکوپتر به شهر بوشهر منتقل کردند . به محل کار برگشتیم  و به قسمت اداری رفتیم و کارهای اداری هر دوی آنها را انجام دادیم و مجوز انتقال پیکر دو شهید از سردخانه شرکت نفت جزیره خارگ به سردخانه نیروگاه اتمی بوشهر را گرفتیم .

فردای آن روز پیکر هر دوشهید عزیز را به همراه یک کشتی تند رو به شهر بوشهر و از آنجا به سردخانه نیروگاه تحویل دادیم . بعد به روستا برگشتیم و شب هم برای همدردی با  خانواده های شهید به منزل آنها رفتیم . فردای آن روز هم مجدد به شرکت برگشتیم و به کار مشغول شدیم .

در آخر اگر بخواهم در مورد شخصیت آن دو بگویم همین بس که انسان هایی مومن با شخصیتی بزرگ و سخت کوش بودند./ع.ر

 

شهید پراینده

شهید جمال بهنام

یادشان گرامی باد

***

برچسب مطلب : در شب قبل از شهادت شهیدان پراینده و بهنام چه گذشت؟,نجف بدره,علی رزمجو,وبلاگ روستای نظرآقا,نظرآقا سلام,خاطرات روستای نظرآقا,www.nazaragha-salam.ir,

نويسنده : مدیر سایت | تاريخ : دو شنبه 05 / 12 / 1392 | بازديد : 195
مطالب مرتبط
1) مديريت، نظراتي که حاوي توهين ، هتاکي ، افترا و مسخره کردن شخص يا گروهي باشد را منتشر نخواهد کرد.
2) نظرات تبليغاتي ( معرفي سايت هاي تبليغاتي ) درخواست تبادل لينک منتشر نخواهد شد
3) لطفا جهت بوجود نيامدن مسائل حقوقي از نوشتن نام مسئولين و شخصيت ها تحت هر شرايطي خودداري نمائيد.
4) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتين (فينگليش) خودداري نماييد.

نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی