close
تبلیغات در اینترنت
بازی های دوران کودکی ما (2) به قلم حیدر رضانیا

اخبار مرکز دهستان زیرراه
برای ورود به اخبار مربوط به هر روستا روی اسم آنها کلیک کنید

::اخبار مربوط به سربست::           :: اخبار مربوط به هلپه ای::

::اخبار مربوط به بشیرآباد::             ::اخبار مربوط به برمک::  

::اخبار مربوط به دروودگاه::              ::اخبار مربوط به شول:: 

      ::اخبار مربوط به جتوط::               ::اخبار مربوط به اسلام آباد::   

                     ::اخبار مربوط به تلسرکوب::

***

--------------------------------------------------------
بازی های دوران کودکی ما (2) به قلم حیدر رضانیا

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

بازی های دوران کودکی ما  (2) به قلم حیدر رضانیا

بازی های دوران کودکی ما

هرکوچه قلمرو بچه های آن

منطقه بود.به ندرت پیش می آمد

بچه های خشم نو وکهنه ادغام شوند. مگر در ...

به ادامه مطلب بروید

 

ادامه بازیل دوران کودکیمان: به قلم حیدر رضانیا

هرکوچه قلمرو بچه های آن منطقه بود.به ندرت پیش می آمد بچه های خشم نو و کهنه ادغام شوند.

مگر در برخی از بازی ها/. آن هم سر پوشیده و شب هنگام اما چون روستا کوچک بود طرف شناسایی میشد.

مختصر درگیری فردا سرجو (جدول) آبی بدوی-که استخر شنا بود می افتاد اما غائله با پا درمیانی بچیل گتو (بزرگ) حل میشد.

انواع بازیهای رایج آن زمان که هیچ خرجی نداشت.:

1- بازیهای که درشب انجام میشد.

2-بازیهای که درروز انجام میشد.

بازیهای که درشب بود بخصوص شب های مهتابی چه صفایی داشت /تا پاسی ازشب ادامه داشت /در تابستان خیس عرق بعد از برگشتن روی دیوار خاری پرش میکردی در تخت خوابی بنام (لوکه یا تنبلی) که حصیری بنام (تک) روی آن گذاشته بودند از قالی ابریشمی هم بهتر بود همراه بالحاف پرازنم که بوی شاش (ادرار) شب های قبل خودت که درخواب شیطان دروغت داده بود میداد واین بورفیق دماغت بود و ول کن هم نبود دردم خواب می رفتی .

پشه (مروک)که نگو /تاصبح خونت را می مکید/ اگرپدرت وضعش خوب بود پشه بندی می خرید. توپشه بند هم مروک ول کنا نبود. بعضی ازبازی ها هم مختلط بود.

مثل چیل چیل و....که بعدا توضیح خواهیم داد که چگونه انجام می گرفت. به علت مشغله ی زیاد مرد زن روستا روز کمتر اتفاق بازی کردن می افتاد مگر روزهای بارانی بخصوص بعد ازباران چه حال وهوایی داشت (کلی و شده) بازی کردند در زمین حسو فضی (حسن فضایی).

این زمین جای مسجدامام خمینی فعلی تا باغ مشرق وشمال زمین که پر از لیمو بود ادامه داشت .

گفتم بعد ازخوردن مختصر چیزی اولین جارچی که معمولا بچه فضول محله بود بازدن 2سنگ به همدیگرو با خواندن چی چی سنگ ترازی ........ بچیل شوم بخرین بیاین به بازی نوع بازی مشخص میشد.

ادامه دارد ...

برچسب مطلب : بازی های دوران کودکی ما,حیدر رضانیا,خاطرات,بازیهای قدیمی,بوشهر,نظرآقا,دهه 60,علی رزمجو,ساین,یادش بخیر,www.nazaragha salam.ir,

نويسنده : مدیر سایت | تاريخ : سه شنبه 05 / 03 / 1394 | بازديد : 119
مطالب مرتبط
1) مديريت، نظراتي که حاوي توهين ، هتاکي ، افترا و مسخره کردن شخص يا گروهي باشد را منتشر نخواهد کرد.
2) نظرات تبليغاتي ( معرفي سايت هاي تبليغاتي ) درخواست تبادل لينک منتشر نخواهد شد
3) لطفا جهت بوجود نيامدن مسائل حقوقي از نوشتن نام مسئولين و شخصيت ها تحت هر شرايطي خودداري نمائيد.
4) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتين (فينگليش) خودداري نماييد.

نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی