close
تبلیغات در اینترنت
داستان

داستان

تازه ترین انتشار یافته ها
پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.

تقدیم به معلم کلاس اولم (با قلم منیژه دریسی) + عکس

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

تقدیم به معلم کلاس اولم

تقدیم به معلم کلاس اولم

نظرآقا سلام _ این

داستان زیبا و پر از احساس

به مناسبت بزرگداشت روز معلم، از ...

به ادامه مطلب بروید

بیمارستان ( نجمه حسینی فر )

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

 بیمارستان (بمناسبت روز پزشک) 

داستان طنز پیاده روی ( نجمه حسینی فر )

دیروز دچار سرگیجه شدم و
 
همسر جان منو برد بیمارستان .
 
تشخیص پزشک پایین بودن فشار خون بالای ...

به ادامه مطلب بروید

داستان طنز پیاده روی ( نجمه حسینی فر )

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

داستان طنز پیاده روی

داستان طنز پیاده روی ( نجمه حسینی فر )

چَن روز پیش هاسی

تو اینستاگرام زُر و دِر میخَردُم

که یه مطلب جالبی دیدُم. دِشتش ...

به ادامه مطلب بروید

داستان طنز خیاط و جومه ماکسی ( نجمه حسینی فر )

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

داستان خیاط و جومه ماکسی

داستان خیاط و جومه ماکسی

بچه ک بیدیم عید

و تُوسون می رفتیم ولاتمون

اونجو از سر صُب تا بُنگ مغرُو تو کیچه  ...

به ادامه مطلب بروید

داستان دانشجو و استاد

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

داستان دانشجو و استاد

داستان دانشجو و استاد

دانشجویی به استادش

گفت: استاد! اگر شما خدا

را به من نشان بدهید عبادتش می ...

به ادامه مطلب بروید

یادش بخیر ... دهه فجر تو ولات + تصاویر (با قلم قاسم پاکدل)

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

یادش بخیر ... دهه فجر تو ولات

یادش بخیر ... دهه فجر تو ولات

کل ولات جمع میشدن

جلو مخابرات چقه خش بی

مهدی شیخ محمد که میومه بالا ملت ...

به ادامه مطلب بروید

داستان زیبای ” اثبات وجود خدا “

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

داستان زیبای ” اثبات وجود خدا “

داستان زیبای ” اثبات وجود خدا “

مردی برای اصلاح

سر و صورتش به آرایشگاه رفت

در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در ...

به ادامه مطلب بروید

پهلوان پرواز (به قلم حیدر رضانیا) + عکس

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

پهلوان پرواز

پرنده ی پرستو

پرستوی یکی از پرندگان

زیبای طبیعت خداوندست.ازنادر

پرندگان مهاجر که توانسته اند خودرا به ...

به ادامه مطلب بروید

داستان بعد از من... (به قلم حیدر رضانیا)

نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

داستان  بعد از من...

حیدر رضانیا

اگر معلمی و از

وضعیت تدریس خود راضی و

گاهی ازته دل در جمع دوستان اهل قلم می ...

به ادامه مطلب بروید

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ (داستان آموزنده)

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ

داستان های اموزنده
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ
 
ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺍﻣﺮﻭﺯ
 
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ!» ﻣﺮﺩ: «ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺁﻣﺎﺩﻩ ...
 
به ادامه مطلب بروید

دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت (داستان واقعی)

اخبار روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت (داستان واقعی)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانیآیت الله بحجت

روستای نظرآقا ، دنبال عشق و حال،

خیلی مقید نبود، یعنی اهل خیلی کارها هم بود ...

به ادامه مطلب بروید

داستان تربیت دلپذیر (حیدر رضانیا)

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

داستان تربیت دلپذیر

داستان تربیت دلپذیر

مردی خیر وارد روستایی شد و مشاهده

کرد مردم این روستا در بسیاری از کارها از جمله: مراسم

عروسی ، عزا ، میهمانی ، آبیاری و کمک در امور کشاورزی یار و یاور ...

به ادامه مطلب بروید

هرگز زود قضاوت نكنید ( به افتخار همه دکترهای عزیز )

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

هرگز زود قضاوت نكنید ( به افتخار همه دکترهای عزیز )

هرگز زود قضاوت نكنید ( به افتخار همه دکترهای عزیز )

پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای

یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی

بیمارستا...ن شد. او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله ...

به ادامه مطلب بروید

ایمان به خدا (داستان)

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

ایمان به خــــــــــــدا

داستان ایمان به خدا

شهسواری به دوستش گفت: بیا به کوهی که

خدا آنجا زندگی می کند برویم. میخواهم به تو ثابت کنم که

او فقط بلد است به مادستور دهد و هیچ کاری برای خلاص کردن ما از ...

به ادامه مطلب بروید

اگر حضرت علی (ع) در نسل ما بود چه میکرد؟

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

اگر حضرت علی (ع) در نسل ما بود چه میکرد

حضرت علی (ع)

روزی فردی تشنه که نیاز به آب خوردن داشت،

تقاضای آب نمود و از مردمی که در حضورش بودند

استمداد کرد تا آبی به او بدهند ولی متاسفانه حاضرین علیرغم

به ادامه مطلب بروید

داستان ایمیل از اون دنیا

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

داستان ایمیل از اون دنیا

داستان

روزی مردی به سفر میرودبه

محض ورود به اتاق هتل متوجه میشودکه هتل به

کامپیوترمجهزاست.تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند.

به ادامه مطلب بروید

حتما بخوانید ...

روستای نظرآقا (مرکز دهستان زیراه)

حتما بخوانید ...

داستان غم انگیز در مورد مادر

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن ,

پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش پیرش

بود ، پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار ...

به ادامه مطلب بروید